
بخشی از کتاب: احساساتش مانند امواج می آمدند: اندوه، آسودگی، شرم، گناه. میتوانست بچه را نگه دارد. بی گناه نبود. اما حالا دختر کوچکش را به تنهایی به دنیا پرتاب کرده بود. هر دو ناتمام و بی پناه بزرگ میشدند. مگی کم کم در آرامش بارانی که به پنجره ها می کوبید، به خواب فرو می رفت. در آن مرز…
۴۰۵,۰۰۰ تومان