
درباره ی کتاب: ز یک شب بارانی، همه چیز برای هما طور دیگری میشود. مردی غریبهطور، بابایش میشود؛ پسری قلدرطور زخمیاش میکند؛ مردی گوژپشتطور که سر چهارراه لواشک میفروشد، نجاتش میدهد؛ باغی بهشتطور در نزدیکی موزهی جواهرات، پناهگاهش میشود؛ زنی هنرمندطور معلمش میشود و با گروهی از همسن و سالهایش، در یک موسسهی حمایت از کودکان کار، مشغول تهیهی نمایشی…










