
داستان پیش رو در مورد بچه قورباغهایی است، که دوست ندارد قورباغه باشد. او دوست دارد گربه باشد، خرگوش باشد، حتی گرگ باشد اما قورباغه نباشد. قورباغه کوچولو هویت خودش را نمیخواهد و دوست دارد جای دیگران باشد، تا اینکه یک روز با گرگی بزرگ و گرسنه روبهرو میشود، و وقتی میفهمد گرگها قورباغه نمیخورند، با خود فکر میکند قورباغه…