
درباره کتاب: از نگاهش، هیچ چیز نمیشد فهمید! انگار در خاطرات دوری سیر میکرد… نگاه میکرد و چیزی نمیدید… آدم گاهی حس میکند سینهاش دارد شکافته میشود، اما حرفی روی لب نمیآورد… دلش زیر و رو میشد. نگاه بیحالتش را از چشمهای گلی برداشت و بی هیچ حرفی از چادر زد بیرون. توی کپنک، چهارشانهتر و قویتر به نظر میرسید…
۲۶۹,۱۰۰ تومان