
مزه ی شور خون را حس میکردم. پنجه هایم را می لیسیدم و میخواستم به سمت مردی که از ماشین دوم پیاده میشد، پارس کنم. میخواستم پارس کنم اما نمیشد. چیزی شبیه هق هقی بی معنا از گلویم بیرون آمده بود.مرد با تعجب نگاهم میکرد. من به او اعتماد نداشتم. به هیچ مردی اعتماد نداشتم. دهانم را بیشتر از توانم…
۵۷,۶۰۰ تومان