
بخشی از متن کتاب: درست از همان لحظه که او به عشقش نسبت به کیاشا اعتراف کرد، حسی مثل سرخوشی سکرآور و کامیابی سرشار، تمام وجودش را پرکرد. حالا هردو نشسته بودند روی مبلهای کرمرنگ خانهی شعله و کیاشا نگاه گرم و گیرایش را دوخته بود به بهاران. جنگیده بودند، جراحت برداشته بودند، زخمی شده بودند اما هیچ کدامشان از…
۲۰۲,۵۰۰ تومان

