
بخشی از کتاب: باغ، باغ سیب بود. تابستان و زمستان نداشت، همیشه خدا سیب میداد؛ گاهی کم گاهی خیلی زیاد. آن طرف باغ آقا رحمان هیزم میسوزاند و ذغال آماده میکرد که زمستان بفروشد. بوی سیب با دود هیزم قاطی میشد و هوش از سر آدم میبرد. ای کاش آنهایی که در فرنگ پرفیوم درست میکنند میتوانستند مثل این بو…
۲۱۶,۰۰۰ تومان