
بخشی از کتاب: مراد که متوجّه حضور بانو در پشت پنجره شده بود، بی هیچ التفاتی به سمت حوض انتهای باغ رفت. به محض احساس حضور بانو ترنج در پشت پنجره، دستهایش سست شده بودند. طوری که افسار اسب چند باری بیاختیار از دستانش به زمین افتاد... صدای خسخس و نفسنفسزدن سینهی مراد از نفس اسب بیشتر به گوش میرسید؛…
۱۴۴,۰۰۰ تومان