فلیپ آرداگ
چینش کتابها

وای نه! خانوادهی گرانت آزاد میشوند. اینبار موقعیت آنها خیلی خطرناک است. اگر مادر خانم گرانت یعنی مالانگ یا همان عجوزهی اندوه. وارد چادر بزرگ مسابقهی مرباها و مارمالادهای سالم شود، چه اتفاقهایی ممکن است بیفتد؟ خیلی! حالا که کسی دماغش را سنجاب گاز گرفته، زنبورهای فراری، آتشبازی خطرناک و سقوط هواپیماها «دوباره» را هم به آن اضافه کنید تا…

با خانم و آقای گرانت آشنا شوید.این کار را بکنید،آن ها خیلی هم بد نیستند.اما نه،شاید کمی هم بد باشند یا حتی خیلی بد باشند. اما سانی که یک جورهایی پسر این خانواده است،پسری خیلی معمولی است.خانواده ی گرانت او را از روی بند رخت دزدیده اند.وقتی سانی خیلی کوچک بو،او را از گوش هایش به بند رخت آویزان کرده…

خدای من! باز هم خانواده ی گرانت!آقای گرانت باید شبم (به معنی شخصی بسیار مهم) را سر زمانی مشخص به دست فردی مشخص برساند. باید او را در یک جزیره تحویل بدهد. ولی افرادی قصد دارند شبم را بگیرند.اسپیدی مک گینتی که روی یک صندلی چرخ دار و پرسرعت می نشیند و ماکس و مارتا که بسیار اسرارآمیزند (و از…
ناشرهایی که کتابهای «فلیپ آرداگ» را منتشر کردهاند
ناشرهای فعال که کتاب از این نویسنده منتشر کردهاند.
مترجمهایی که کتابهای «فلیپ آرداگ» را ترجمه کردهاند
بر اساس کتابهای موجود در فروشگاه و دادههای دستهبندیشده.






