
درباره کتاب: ششم اوت 1945، ساعت هشت صبح است. هیروشیما، که اسرارآمیز از گزند بمبارانهای وحشیانۀ دشمن در امان مانده، آرام از خواب برمیخیزد تا روزی دیگر را آغاز کند. مادر پای اجاق سرگرم آماده کردن صبحانه است. پدر حین نوشیدن چایش با اخم روزنامه را ورق میزند، بلکه شاید در صفحۀ بعدی خبری امیدبخش و دلگرمکننده بیابد. بچهها سرگرم…