
شعری از کتاب به میان آب و آرزو: کودکیام را بیرون میآورم از جیب پنجسالگیام، دلانگیز و سرخوشانه بهمانند بازیهای پر از خستگی. چه آزادانه پَر کشیدی چه معصومانه تبسم بر لب داشتیم. و آه ... چه غرورآمیز به پا کردیم کفشهای همیشه بزرگ پدر را. تمام بزرگیام را در کوچکی میل بارفیکسی جا گذاشتم که سر برادرم را…
قیمت درج نشده