
«دانههای دردی که شمایان بدین چراگاه مغضوب ریختید، اکنون من میچینم و خود را به زیر سایة آنها میکشانم و آنها لجوج، خود را به دامان من میآویزند و دندانهایشان را به هم میفشرند. تلخ میگریم و شبهای سنگین و خفقانآور زمان را در گفتوگو با خویش فریاد میزنم، و این تنهایی بزرگ و دردناک بخشی از حادثهای است که…
قیمت درج نشده