
دربارهی کتاب : این مجروحیت، چندمین مجروحیت من بود که دیگر اهل خانه داشتند به آن عادت می کردند. دیگر آن حساسیت های قبلی را نداشتند. اصلا انگار از همان روز که پدرم عکس مرا بزرگ کرده و به دیوار اتاق زده بود مرا شهید حساب کرده بودند. البته بعدها فهمیدم که خواهرهایم در غیاب من خیلی احساس دلتنگی می…























