
درباره کتاب: جهان داشت دور سرم میچرخید. با سرعت سرسام آور. درست یادم نیست. اما فکر میکنم چشمانم بسته بود که داشتم از پلههای خروجی استادیوم الثمامه پایین میآمدم. اصلا نمیخواستم این پله ها را نگاه کنم. ازشان میترسیدم. دقیقا با همین پله های استادیوم الثمامه یکسال قبل همین خاطرات تلخ را تجربه کرده بودم. کابوس پایان بازی با آمریکا…

