
شعری از کتاب فواصل میان انگشتانت: ناگهان میان دو دیوار معلق ماندیم و از الف تا ه که برای گفتنش دست به دامان هر نویسندهای شده بودیم کسی به کمکمان نیامد ترنم تیک و تاک ساعتها عاداتمان به همدیگر را نادیده میگرفتند و سریعتر از هر دوندهای رکورد خود را ثبت میکردند انگار این شوریدگی در هیچ تیمارستانی محکوم نمیشود…
