
ریچر در اتوبوس گریهاوند نشسته و سرش به کار خودش است. مقصد خاصی ندارد و برای رسیدن به آن مقصد نامعلوم کلیوقت دارد. میفهمد یکی از افراد داخل اتوبوس قصد دارد از یک مرد مسن سرقت کند. از اتوبوس در شهری ناشناس پیاده میشود و تلاش دزد را بیاثر میکند. پیرمرد خودش را به ریچر معرفی میکند و از پول…
