
بخشی از کتاب: همیشه در پَس لبخندهایم اشک پنهان است همیشه ترسِ پیدا گشتن شَک پشتِ ایمان است نمیخواهم بهار آرزوهای دلم باشی که آدمبرفی تنها، خریدار زمستان است هوای تازهای آرامشِ مرگم نمیخواهد برای خواب شنزارم، نفس آغاز طوفان است درونم کودکی پیدا نخواهی کرد، مدتهاست جهانم شهربازی نه، سرای سالمندان است



