
بخشی از کتاب: شب وقتی خوابیدی... درست همون موقع که داری یه خواب خوش و شیرین میبینی یه دفعه چشمهات باز میشه... می بینی یه عجوزه بد ترکیب نشسته رو سینهت... سعی میکنی دست و پا بزنی... جیغ بکشی... ولی بدنت یاری نمیکنه... کم کم نفست بند میآد... ترس همه وجودت رو پر میکنه و تو تبدیل میشی به به…
قیمت درج نشده