
بخشی از کتاب: صورتش را مایل گرفت سمت من: تا حالا شده یکدفعه یک ابر زنبور دور و بَرِ مغزت طواف بکنند؟ و آهستهتر از قبل گفت: شاید هم دور و بَرِ قلبات. میدانی این زنبورها چپاند؟ تجربهاش را داری؟ ارواح مثل زنبورها میآیند دور آدم چرخ میزنند، آدم آنوقت نه میترسد نه نمیترسد… دل آدم میگیرد، میدانی آدم که…











