
باد از پشت قطار های آبی رنگ اتراق کرده می آید و می پیچد لای موهایش و لای «میم»ها و «ی»ها. گردنبند چوبی بزرگ توی گردنش از اورکت بیرون افتاده و توی باد تکان می خورد. همانطور که خم شده ایم روی نرده ها روی هوا مینویسم «هیچ». قوس دار.چشمهای حرف «ه» را یک اندازه مینویسم دم «ه» را میکشم…
۱۵۳,۰۰۰ &#x۰۶۲A;&#x۰۶۴۸;&#x۰۶۴۵;&#x۰۶۲۷;&#x۰۶۴۶;