
در این داستان "فیل کوچولو" منتظر مادرش است تا به شکم گرم و نرم او تکیه بدهد و بخوابد. اما یک سنجاقک می آید و فیل کوچولو را به دنبال خود می کشاند. فیل کوچولو شب را کنار یک تخته سنگ که هنوز گرمای خورشید را در خود دارد به خواب می رود. او در تاریکی فکر می کند که…
۶۳,۰۰۰ &#x۰۶۲A;&#x۰۶۴۸;&#x۰۶۴۵;&#x۰۶۲۷;&#x۰۶۴۶;