
می سارتن کتاب را اینگونه آغاز میکند: «بعد از هفتهها این اولین باری است که تنها هستم و سرانجام قرار است «زندگی حقیقی»ام را از سر بگیرم. عجیب این است که آن دوستها و حتی عشق پُرشورم، زندگی حقیقیام نیستند؛ مگر اوقات تنهاییام، وقتیکه دربارة آنچه اتفاق افتاده یا در جریان است، پژوهش کنم و بفهمم.» وی در خاطراتش میگوید:…