
در اتاق رو هم باز کردم. یه چیزی مثل رعدوبرق از پایین ستون مهرههام اومد توی گردنم. نفسم قطع شد. سعیده که بیرون در ایستاده بود فقط من رو میدید. نمیدونم از پشت چه شکلی شدم که با وحشت خودش رو انداخت سمتم. صدام در نمیاومد. عین وقتی که کابوس میبینی و میخوای فریاد بزنی اما نمیشه. فقط میخواستم این…
۵۷,۶۰۰ تومان