
ذهنش وقتی به پناهگاهی که مذهب در اختیارش گذاشته بود بازگشت، تقریبا آرزو کرد که کاش این پناه تنهایش نگذاشته بود. توهم بود. آری. اما بهتر بود، بسیار بهتر از این واقعیت هولناک. مذهب، به رغم همه چیز، فواید خود را داشت. قدرت درک را کرخت می کرد. از زندگی عریان ترین واقعیت هایش را می زدود. مخصوصا برای فقرا…
