
بیست و چهار ساعت در لس آنجلس باران شدیدی میبارد . دو داستان موازی و متقاطع زندگی مردانی را به تصویر میکشد که در آستانهی مرگ اند : هر دو از سوی فرزندانشان طرد شدهاند، هر دو میخواهند با فرزندانشان تماس بگیرند، و فرزندان هیچکدام کاری به کار پدرانشان ندارند. پسر ارل پارتریج از زنان بیزار است و دختر جیمی…