
بخشی از کتاب: تاریکیها کابوس کودکیام بودند. تاریکیها و نیز استالین. تاریکیها را بهتر تحمل میکردم: آغازی در غروب و پایانی در سپیدهدم داشتند، و همیشه هم به تیرگیِ تاریکیهای کتاب مقدسی نبودند. حال آنکه استالین، این نابغه تماشاگریِ بدون حس همدردی، همهجا بود. در گوشهوکنار هر کوچه و خیابان، روی تمام اعلامیهها، حتی در خوابهای ما. راهنما، سکاندار، پدر.…