
«شاهزادهخانم و موشها» ماجرای دختر پادشاه است که جادوگری او را طلسم کرده و به موشی تبدیل میکند و برای رهایی از طلسم میگوید: باید کسی خواهر مرا بخنداند. پادشاه هرچه تلاش میکند نمیتواند خواهر جادوگر را بخنداند. تا این که شاهزادۀ کشور همسایه، در مراسمی که در قصر خود برگزار کرده بود از شاهزاده خانم موشی نیز دعوت کرد.…



