
«خاطرات این عکس در صندوقخانهی قلبش، و تمنای درونیاش در دیدن دوبارهی او، چون امواج توفندهی اقیانوس به ذهنش هجوم آورد. روزهای انتظارِ زیر درخت نخل و خیره شدن به نوری که از پنجرهی اتاقش به بیرون میتراوید. جین در عکس به زیبایی پروانهای بود که لَختی بر ساقهی خزندهی گل شیپوری نشسته بود و هر آن به آسمان پرواز…