
بهتدریج و با توسعه نظریههای شناختی در دیگر شاخههای علوم، مجال برای طرح جایگاه عاطفه در روابط بینالملل و تحلیل سیاست خارجی نیز باز شد. شناختگرایی، محصول عبور از عقلانیت محض بود و در میانه دو گرایش خردگرا و روانشناسی قرار میگرفت. خردگرایی، انسانها را کنشگرانی معقول میدانست که بهمثابه ماشینهای حسابگر عمل میکنند. انسانها نتایج محتمل هر عمل را…