کتاب آتون نامه
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
زبانم با من یار نبود. می خواستم بگویم مرادعلی را برگردان، میخواهد داماد بشود و من ساقدوشش باشم، لیک نه زبان یارای تکان خوردن در کام داشت و نه شاه میدانست مرادعلی کیست و چه شده؟ کدام شاهی می داند چند تن از این انارها در جنگ فدا شده اند؟ حرفی نزدم. علی خان گریه می کرد و میگفت: «آفرین برادر!… تو از کجا به مفسدهاش پی بردی؟! » نمی توانستم جواب علی خان را هم بدهم. فتحعلی شاه برگشت و روی تخت شاهی نشست. گفت: «قپان بیاورید!… خزانه دار را صدا کنید! »











