کتاب ادبیات معاصر ایران در گذر زمان علی بابا چاهی
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
بخشی از متن کتاب ادبیات معاصر ایران در گذر زمان علی بابا چاهی:
سیزیف به یک و به تمام معنا تنهاست. او هر روز سنگی را به فراز کوه میبرد. سنگ که به قله ی کوه میرسد / میرساند به پایین می لغزد و تکرار در این تکرار که به بیهودگی ره میبرد استقامتی تعبیه شده که سخت انرژیک است. او (سیزیف) با پذیرفتن تکراری فرساینده و با کنشی انرژیک امر مقدر را در عمل به ابطال میکشاند. در این تنهایی منحصر به فرد هم مرگ را از پای در میآورد و هم نوع دیگری از زندگی که بسیار شورمندانه است به نمایش می گذارد.
و بدینسان است که میتوان انواع و اقسامی از تنهایی را سراغ گرفت در انتظار گودو هم نمی مانیم ولادیمیر هنوز تمام نشده استراگون نه ظاهر نشده در این تنهایی درخانه بمانیم تا خودخواسته به تفاوت آن با حصر خانگی که بیندیشیم به این نقطه تمرکز میرسیم که حصر خانگی امر به ماندن است و ناظر بر حکم حاکم به سادگی اما از پس تشخیص حکم و بعضا قبول آن بر می آییم چه در خانه، چه در سلول انفرادی و از این رو که چنین احکامی پیشینه ای طولانی دارد کمتر دچار بهت میشویم و به تنهایی به موقعیت تازهی ناخوشایندی عادت میکنیم.






