کتاب افسانه های مردم روسیه
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
مجموعة حاضر حاوی افسانه های مردم روسیه با عنوان های «سارکو» «یخبندان»، «بابایوگا»، «دختر کوچولوی برفی»، «النوشکا و برادرش» و… است. خلاصة داستان «یخبندان» از این قرار است: پیرمردی با دختر مهربان و خوش زبان خود «مارتا» زندگی می کرد. پیرمرد با زنی بدجنس ازدواج کرد که دو دختر داشت. نامادری و دخترانش با مارتا رفتار بی رحمانه ای داشتند و او را وادار به کارهای سخت می کردند. دختران جوان شدند و زیبایی مارتا مورد حسادت شدید آنها قرار گرفت. نامادری از پیرمرد خواست که مارتا را به جنگل ببرد و به نامزدش «یخبندان» بسپارد تا یخ بزند. وقتی مارتا با یخبندان که همه چیز را سرد می کرد روبه رو شد، با خوش زبانی و مهربانی توجه او را جلب کرد و یخبندان او را به ثروت عظیم و آرزویش که ازدواج با «فئودور ایوانویچ» بود رساند، اما دختران پیرزن را که بدزبان و تلخ بودند مجازات سردی داد.







