کتاب بوچای
این کتاب شامل جشنواره تخفیف اسفند کتاب جم است.
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
نویسنده
ناشر
معرفی کوتاه
یک روز که رفته بودیم تعذیه ننه خورشید چنان گریه کرد که آخرش شمر و حرمله هم زدن زیر گریه. آخرش امام حسین خوان رفت و ساکتشان کرد که مثلا گریه را بس کنند و باید الان خیمه را آتش بزنند. حتی فندکش را هم از ته جیبش بیرون کشید و به زور از لای به لای انگشتان شمر رد کرد کف دستش.
مشخصات
دسته بندی ها ادبیات ایران, ادبیات داستانی, ادبیات معاصر, رمان
شابک ۹۷۸۹۶۴۱۵۶۱۷۰۵
قطع کتاب رقعی
تعداد صفحات ۱۴۰
سال انتشار ۱۴۰۲
نوع جلد شومیز





