کتاب جشنها و آیین های ایران باستان
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
ایرانیﻫﺎ، رومیﻫﺎی پیش از میلاد، مصریﻫﺎ، سومریان، بابلیان، فنیقیان، هندیﻫﺎ، آزتکﻫﺎ، اینکاﻫﺎ، جشن سالانهی خود را در فصل بهار و روزهای نخست آن برگزار ﻣیکردند؛ حتا باورها و آئینﻫﺎی دینی و استورهﺍی نیز از آن نشانهﻫﺎ دارد. شاید آریایی بودن تبارهای خاور زمین، نشان از یگانی در جشنﻫﺎ، آداب و آئین، هنرآفرینی و فرهنگ آنان دارد. (دانشمندان به تازگی فرهنگﻫﺎی بابل، مصر، سومر و فنیقیان را جزو نژادهای کوچندهی آریایی به شمار ﻣیآورند). ایرانیان باستان که شادی و شادزیستی را دستور خداوند (اهورا مزدا) ﻣیدانستند، افزون بر جشنﻫﺎی ماهانه، جشنﻫﺎی سالانه و میان سالانه مانند نوروز، مهرگان، جشن بزرگداشت آب، آتش و باد برگزار میکردند و بخششﻫﺎی خداوندی را پاس ﻣیداشتند. هنگامی که در جنگ با دشمن یا بر پدیدهﺍی چون خشکسالی، زمین لرزه، تندباد و یا بیماریﻫﺎی کشنده چیره ﻣیشدند، آن روز فرخنده را جشن ﻣیگرفتند. جشن از واژهی «یزش» و «یسن» به معنای نیایش و ستایش از خداوند بزرگ و داناست. در واقع جشن گرفتن، پاک شدن از گناه، راندن دیوها، قدردانی از خداوند برای روزی و نعمت، پایداری و پایندگی است. ایرانیان اورمزد روز را، روز آفرینش زمین و روز خدا ﻣیدانستند. اگر بپذیریم که پدیدهی نو شدن و دگرگونی با بهار و نوروز پیوند دارد، پس گوهر بودگی جهان، بهار است. هیچ باشندهﺍی از زایش ورویش روگردان نیست. در این نسک (کتاب) به آئینﻫﺎی بهاری، فرهنگ جشنﻫﺎی ایرانی و انیرانی، چکامهﻫﺎی بهاری و نوروزی بیشتر پرداخت ﻣیکنیم.









