کتاب ربه کا
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
با این داستان، خواننده وارد یک عمارت سنگی خاکستری دور افتاده در ساحل پر باد کورنیش می شود، در حالی که خانم ماکسیم دو وینتر دوم، اتفاقات دلخراشی را که در آغاز زندگی جدیدش به عنوان عروس جوان شوهری که حتی به سختی او را می شناخت، به یاد می آورد. گذشته ای که به طور فداکارانهای توسط خانم دانورز، خانه دار شوم، حفظ شده بود: سوئیتی بی آلایش و دست نخورده، لباسی چیده شده و آماده برای پوشیدن که توسط هیچ یک از ساکنان فعلی خانه بزرگ آماده نشده بود. خانم دو وینتر، با تظاهر ترسناکی از شر که قلبش را فشرده میکرد، در سایه سلف مرموز خود قدم زد و مصمم بود تاریکترین رازها و حقایق زن اول ماکسیم یعنی ربکای فقید و بسیار زیبا را کشف کند.












