کتاب سگ های ریگا
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
هوا داشت تاریک می شد که به شهر اوستاد رسید. نبش خیابانی که هتل کنتیننتال قرار داشت پشت چراغ قرمز ایستاد. فکر کرد دو مرد با کت و شلوار و کراوات، در یک قایق؟ چه معنایی می توانست داشته باشد؟ چیزی را دیده بود ولی درباره اش فکر نکرده بود. وقتی که دوباره به راه افتاد فهمید که قضیه چیست. این دو نفر قبل از آنکه در داخل قایق قرار بگیرند، مرده بودند. نمی توانست این را ثابت کند و دلیلی هم برای آن پیدا نمی کرد، ولی مطمئن بود که جسد آن ها را به داخل قایق حمل کرده اند.











