کتاب ویتگنشتاین و تشبیه نفس به چشم
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
کتاب ویتگنشتاین و تشبیه نفس به چشم مجموعهای از مقالات تفسیری دربارۀ زندگی و اندیشۀ لودویگ ویتگنشتاین است که با هدف ارائۀ تصویری نسبتاً فشرده اما چندوجهی از پروژۀ فلسفی ویتگنشتاین و جایگاه او در فلسفۀ قرن بیستم تدوین شده است. نویسندگان مقالات از چهرههای شناختهشدۀ فلسفۀ تحلیلیاند؛ از جمله نورمن مالکوم، جان پاسمور و دیوید پرز. نخستین مقاله، نوشتۀ نورمن مالکوم، به شرح احوال و آرای ویتگنشتاین اختصاص دارد و تصویری موجز از زندگی فکری او، نسبتش با فلسفۀ دانشگاهی، و دگرگونیهای بنیادین اندیشهاش از دورۀ رسالۀ منطقی–فلسفی تا آثار متأخر ارائه میدهد. جان پاسمور در دو مقاله به زمینۀ فکری رسالۀ منطقی–فلسفی و نسبت ویتگنشتاین با سنت تحلیلی و جریان فلسفۀ زبان عرفی میپردازد و مسیر تحول اندیشۀ او را از نگاه منطقگرایانۀ اولیه به رویکرد کاربردمحورِ متأخر دنبال میکند. پاسمور در مقالۀ «برخی فیلسوفان کیمبریج و “تراکتاتوسِ” ویتگنشتاین» به زمینۀ فکری و فلسفیِ رسالۀ منطقی–فلسفی میپردازد و نسبت ویتگنشتاین را با فضای فلسفی کیمبریج و چهرههایی چون راسل و مور بررسی میکند. مقالۀ دوم پاسمور با عنوان «ویتگنشتاین و فلسفۀ زبان عرفی» به پیوند و گسست میان ویتگنشتاین و جریان «فلسفۀ زبان عرفی» میپردازد و تحولات فکری او را از دورۀ متقدم به دورۀ متأخر دنبال میکند؛ تحولی که در آن مسئلۀ معنا از چارچوبهای صوری فاصله میگیرد و به کارکردهای زبانی در زندگی روزمره گره میخورد. مقالۀ پایانی کتاب «ویتگنشتاین و تشبیه نفس به چشم» نوشتۀ دیوید پرز است که عنوان کتاب نیز از آن گرفته شده. این مقاله به یکی از تمثیلهای مشهور ویتگنشتاین میپردازد: تشبیه «نفس/خود» به «چشم». همانطور که چشم ابزار دیدن است اما خود در میدان دید قرار نمیگیرد، «من» نیز در تجربۀ جهان حاضر است اما نه بهصورت یک شیء درونجهانی که بتوان دربارهاش گزارشی توصیفی داد.







