کتاب فرفره ها با خون می چرخند
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
برخى اتفاقات بر روى افراد چنان اثرى میگذارد كه نتيجهاش يک درد جانكاه در طى ساليان است و همچون خوره، روح شخص را میآزارد. اين زخم در ذهن او بارها و بارها مرور میشود و چون نمیخواهد فراموشش كند، تبديل به خشمى درونى ميگردد. در اين شرايط وقتى نه سعى در پشت سر گذاشتن آن داشته باشى و نه توانِ انجام كارى، پس صبور میشوى. صبر نه به خاطر گذاشتن و گذشتن، بلكه صبر براى رسيدن به زمان انتقام! روزى كه بشود تمام افكارت را براى كينه جويى واقعاً عملى كنى و التيامى شوى براى كهنه زخمِ به جاى مانده از ساليان كه به مرور بزرگ و بزرگتر شده! تازه اگر واقعاً التيامبخش باشد!…






