کتاب ماه من
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
پروانة زیبا تازه از پیله بیرون آمده بود که خود را روی برگهای گل آفتابگردان دید. گل آفتابگردان از پیلة او نگهداری کرده بود و حالا از بیرون آمدنش خوشحال بود و به او ابراز علاقه میکرد. پروانه سئوالات زیادی دربارة عشق و دوست داشتن میکرد و گل به او جواب میداد. پروانة زیبا ناگهان روی برگها آفتابپرستی را دید که رنگ خود را به رنگ برگ تغییر داد. او که تاکنون آفتابپرستی ندیده بود از تغییر رنگ و براق بودنش لذت برد و عاشقش شد. آفتابپرست نیز به او اظهار عشق کرد و او را دعوت نمود تا نزدیکش برود. گل آفتابگردان سعی کرد از رفتن او جلوگیری کند، اما تلاشش بیفایده بود. پروانة زیبا با شوق به سوی آفتابپرست پرواز کرد و شکار شد. این متن خلاصهای از داستان «پروانه و گل آفتابگردان» است که به همراه داستان ماه من، ماهی کوچولوی دلتنگ و موش بینا در کتاب حاضر به چاپ رسیده است.






