کتاب پرندهی سیاه بزرگ
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
بخشی از کتاب پرندهی سیاه بزرگ:
روزی که مادر بن به شکلی کاملاً غیرمنتظره و ناگهانی میمیرد، یک روز آفتابی و درخشان پاییزی است. بن برای ما از نخستین روزهای پس از مرگ مادرش میگوید و اینکه چگونه او، برادر کوچکش کرومل و پدرش این فقدان را میپذیرند یا حتی نمیپذیرند.
بن خاطرات مادرش را مرور میکند، موهای بلند قرمز و چشمان سبزش را به یاد میآورد و اینکه چطور از بلندترین درختهای شاهبلوط بالا میرفت. دیگر هیچچیز مثل سابق نیست، با این حال زندگی قرار نیست به شکلی «باری به هر جهت» پیش رود؛ رویدادهایی تازه و شگفتانگیز در پیش است.











