کتاب گلبانو
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
گلبانو، زیبا، قشنگ، شیطان، جسور، شجاع، دلیر در موجی از جملات آدم های بیکار، ولگرد، کاسب های چشم چران، کارگران بیکار و خوشحال، قماربازان حرفه ای به طرف دکان پدرش پیش می رفت و این منظره و رفتار هر روز صبح و عصر در این شهر کوچک تکرار می شد. تازه وقتی گلبانو از کار روزمره خلاص می شد بیشتر با همسن و سالانش بازی می کرد کشتی می گرفت، جار و جنجال راه می انداخت، کتکشان می زد، قهر می کرد، آواز می خواند، و برو بچه ها در اطرافش جمع می شدند، دست می زدند و گلبانو می رقصید. در این لحظه بود که زن و مرد چون دیوانگان به فریاد می آمدند، حنجره ها می سوخت، پاها چون میخ برگرده زمین فرو می رفت، حرکات پر رمز و راز گلبانوی جوان رنگ چشم ها را قرمز و دل ها را دیوانه می کرد.











