کتاب لنگ گرمابه آغا محمد خان قاجار
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
درباره کتاب:
شاه ایران آغا محمدخان، سرخوش و شوخ و شنگ از میان آب گرم و مطبوع خزینه برخاست بیرون زد و در فضایی راحت دور خودش چرخید و رندانه رقصید. نزدیکان با دیدن او یک آن یاد دوران نوجوانی و جوانی اش افتادند که چهره و پیشانی بلندش چشم هر بیننده ای را خیره می کرد. حالا گرد شدن چشم همه همان و تماشا کردن و دست از هر کار دیگری کشیدن حاضران همان آغارعنا هم بند به بند شعر خود ساخته اش را می خواند و دایره میزد که ناگهان لنگ آغا محمدخان هوارفت و افتاد و به چشم برهم زدنی همه مجلسیان گرمابه کور و گم شدند الا غول بیابانی خاک بر سر که دوید و هی داد زد. دور شیدا کور شیدا…..





