کتاب آلیس در سرزمین عجایب
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
درباره کتاب:
آلیس بیچاره اندیشید تو خونه خودمون خیلی راحت تر بودم جایی که نه بزرگتر می شدم نه کوچکتر نه موش ها بهم دستور می دادن نه خرگوش ها کاش هیچ وقت توی اون سوراخ خرگوش نمی رفتم با این حال او خیلی کنجکاو بود بداند پایان آن ماجرا به کجا می انجامد.
ماجرایی که شبیه داستان های پریانی بود که او اغلب می خواند. دوباره شروع کرد نمی دونم قراره تا مرکز زمین سقوط کنم یا از یه کشور دیگه سردربیارم خنده داره اما هرجا که برسم اول باید اسم کشورشون رو بپرسم او خوشحال بود که آن دور و برها هیچ کس دیده نمی شد که صدایش را بشنود چون حرف هایش به نظر خودش هم بی معنا بود مثلاً باید بپرسم ببخشین ،خانوم اینجا نیوزیلنده؟… استرالیاس؟» سپس کوشید این افکار را از سرش بیرون ،کند اما آیا ممکن است که فردی که در حال سقوط است بتواند آن را مدیریت کند؟










