کتاب بادام
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
درباره ی کتاب:
یونجائه با یک بیماری مغزی به نام آلکسیتیمیا به دنیا آمد که حس احساساتی مانند ترس یا خشم را برای او سخت میکند. او دوستانی ندارد. اینن کار را دو نورون بادام شکلی که در اعماق مغزش قرار گرفتند، کردند. اما مادر و مادربزرگ فداکارش زندگی امن و رضایتبخشی را برای او فراهم میکنند. خانه کوچک آنها بالای کتابفروشی دست دوم مادرش که اون آنجا را با یادداشت های رنگارنگ تزئین کرد، هست. تا به او یادآوری می کند چه زمانی باید لبخند بزند، چه زمانی بگوید “متشکرم” و چه زمانی بخندد.
سپس در شب کریسمس؛ شانزدهمین سالگرد تولد یونجه؛ همه چیز تغییر می کند. یک عمل تکان دهنده از خشونت تصادفی دنیای او را در هم می شکند و او را تنها و تنها می گذارد. یونجه که برای کنار آمدن با فقدانهایش تلاش می کند. در انزوای خاموش عقب نشینی کند، تا اینکه گون نوجوان مشکل دار به مدرسه اش می رسد و آنها یک پیوند شگفت انگیز ایجاد می کنند.
همانطور که یونجا شروع به باز کردن زندگی خود به روی افراد جدید می کند – از جمله یک دختر در مدرسه – چیزی به آرامی در درون او تغییر می کند. و هنگامی که گون ناگهان زندگی خود را در خطر می بیند، یونجه این شانس را خواهد داشت که از هر منطقه راحتی که ایجاد کرده است خارج شود تا شاید تبدیل به قهرمانی شود که هرگز فکرش را نمی کرد.











