کتاب آنک آن یتیم نظر کرده 4
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
بخشی از کتاب:
گویی جشنی سراسری بود؛ که هیچکس و هیچ چیز را توانِ بر هم زدنِ آن نبود. سیماها از شادی میدرخشیدند؛ و لبخندهای انباشته مهر، دمی از لبها دور نمیشد. گرمایِ میانه تابستان و تابشِ خورشید نیمروزی و شُره کردن عرق از سر و رو و تنها نیز انگار بدیشان کمترین رنجی نمیرسانید. اینک مردم بیچاره، چندان پیرامون پیامبر و شتر وی را گرفته بودند که همراهانش را از وی جداساخته و پسِپشت نهاده بودند. چون به کوی جهنه رسیدند، از فراز دیواری، صدای سالخورده زنی برخاست که میخواند: محمد بهترین مردان و گرامیترین آفریده آفریدگار است.











