کتاب شماره پا 28
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
درباره کتاب:
هوا سردتر شده بود
مرد تکیه بر مسند گرم کرسی
حسی او را کشاند به کوچه های پرباران و پرآب و بی آبرو
پایم سر می خورد در خاطراتی خوش در یخ زدگی خیابانهای برفی،تونیز پا می کنی توی کفشهای خیسم و کوچه های تنگ و باریک را پر از حس در بغل کشیدن می کنی ناگاه دخترکی کمک خواست در کوچه ای پر از عابران عجول بر مژگان بلندش برف نشسته بود چهره اش پر معصومیت دخترک مرا از خواب خیالات شیرین گند
در نگاهش چه کنسرت پرهیاهویی… نه، پر حیای سکوت با من بی تکلف دست داد با دستکشهای پاره و خیس برف یخ زده دستش آب شد با گرمای شرم مرد
منگوله کلاهش صدای ناقوسی بود که مرا کشاند به کلیسای مریم مقدس




