کتاب فرهنگنامه زنان پارسی گوی 2جلدی
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
باز امشب از جدایی جانان گریستم یعنی که خود بر این تن بی جان گریستم جان خواست بر گرفتن و رفتن به کوی دوست من برتن فتاده به زندان گریستم ظاهر مبین و چهره خندان و بی خیال دردم همین بس است که پنهان گریستم از بیم آنکه خنده به اشکم زند رقیب خاموش سوختم دل و خندان گریستم او نقد دل معامله با بوسه ای نکرد من بربهای این دل ارزان گریستم تا خنده ای به لب گذرد جان به لب رسید تاوان آن اگر چه دو چندان گریستم بگذشت اگر به خنده ی شادی شب وصال ای پس شبا که از غم هجران گریستم




