
باز امشب از جدایی جانان گریستم یعنی که خود بر این تن بی جان گریستم جان خواست بر گرفتن و رفتن به کوی دوست من برتن فتاده به زندان گریستم ظاهر مبین و چهره خندان و بی خیال دردم همین بس است که پنهان گریستم از بیم آنکه خنده به اشکم زند رقیب خاموش سوختم دل و خندان گریستم او…
۷۲۰,۰۰۰ &#x۰۶۲A;&#x۰۶۴۸;&#x۰۶۴۵;&#x۰۶۲۷;&#x۰۶۴۶;