کتاب داتی
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
بخشی از کتاب:
ین معنی زندگی او بود، با خودش فکر کرد، از همهی افسونهایی که دنیا را پر کرده است سر در بیاورد. نه فقط به خاطر این که مردی را شناخته بود بلکه به خاطر اینکه او ترس و فشاری که همهی عمر با آن زندگی کرده بود را از بین برده بود. او سابقا این چنین اظهارتی را سریعا دور میانداخت چون چیزی بیش از باد هوا نمیارزید، اما به او اجازهی نگاهی اجمالی به رموز دنیا داده شده بود، نه کمتر، و حس میکرد جایی برای خود بین آنها پیدا کرده است. آن حس، کرختیای که چابکی را در او کند کرده بود، پاک کرده بود و حالا او حس زنده بودن و پر از شور و شوق بودن میکرد. دیگر با درهم ریختگیای که او را برای سالهای زیادی حبس کرده بود نقض نمیشد…





