کتاب آینشتاین
معرفی کوتاه
آلبرت آینشتاین تأثیرگذارترین فیزیکدان قرن بیستم بود. اما اینکه مسائل فلسفی بنیادین، همچون شکلگیری مفاهیم، نقش معرفتشناسی در تکوین و تبیین سرشت نظریههای فیزیکی، و منازعه میان پوزیتیویسم و واقعگرایی نقشی اساسی در اندیشۀ کلیاش ایفا میکردند مطلبی است که چندان شناختهشده نیست. تامس ریکمن، استاد فلسفه در دانشگاه استنفورد، نشان میدهد که آینشتاین از همان آغاز زندگی حرفهایاش به دنبال آن بود تا با فرض گرفتنِ اصول فیزیکی مشخص بهعنوان جاپاهای محکم، نظریهٔ فیزیکی را پیش ببرد. در آن زمان معلوم شده بود که ستونهای دوگانۀ فیزیک کلاسیک، یعنی مکانیک نیوتنی و الکترومغناطیس ماکسول، اعتبار محدودی دارند. همین فلسفه بود که بزرگترین موفقیتش، نظریۀ نسبیت عام، را رقم زد، و همچنین بزرگترین ناکامیاش را، یعنی نوعی بیمیلی به پذیرش مکانیک کوانتومی. این کتاب نشان میدهد که فلسفۀ آینشتاین زاییدۀ اشتیاقی مادامالعمر برای بازنماییِ نظریِ وحدتیافتهای بود که دربرگیرندهٔ تمامی پدیدارهای فیزیکی باشد، همچنین به این میپردازد که نظریههای نسبیت او و انتقاداتش از نظریۀ کوانتوم چگونه مسیر فلسفۀ علم در قرن بیستم را شکل دادند.





